تغییر در فهم و برداشت تدریس زبان انگلیسی
در راستای تغییر نگرش آموزش زبان انگلیسی در کشورمان ، سؤالات فراوانی فرا روی همکاران عزیز قرار گرفته است. حقیر به عنوان یکی از دبیران این مرز و بوم بر خود لازم میدانم تا در راستای بارور شدن و به ثمر نشستن این درخت نوپا ، با تمام توان ، هر اقدامی که بتواند مناسب و مثمر ثمر باشد انجام دهم. در این راستا کاری که بایسته و شایسته به نظر میرسد ، ارائه مطالبی مرتبط و مفید در خصوص کتاب درسی و نگرشهای مورد توجه آن میباشد.
هر تغییری بدون همّت و یاری همهی همکاران عزیز نمیتواند به نتیجه برسد . لذا بر همهی ما لازم است ضمن مساعی لازم ، دانش و حوصلهی خود را در این زمینه بیشترکرده و یاریگر مسئولین امر باشیم.
در نوشته قبلی خود که تقریباً با استقبال زیادی مواجه شد ، مطالبی را خدمت خوانندگان عزیز عرضه داشتم که پاسخ بسیاری از سؤالات همکاران عزیز بود، لیکن یکی از سؤالاتی که هنوز مورد توجّه همکاران است و انتقاداتی بعضاً تند نیز در خصوص آن صورت میگیرد ، بحث بومی سازی روند آموزش زبان انگلیسی است. پیرامون این موضوع ، لازم است توضیحات بیشتری را ارائه نمایم.
تقریبا تا 30 سال پیش ، یادگیری زبان انگلیسی به معنای فراگرفتن زبان محلّی و اصلی کشورهایی بود که زبان اصلی(Native Language) آنها این زبان بوده است. زبان انگلیسی به عنوان یک خصوصیّت بارز جهانی برای دو کشور انگلستان و آمریکا ملاحظه میشد، لذا گویشگران اصلی این زبانها ، بینش و برتری علمی بهتری در خصوص آموزش زبان را داشتند. به این صورت ، یادگیری زبان انگلیسی به معنای یادگرفتن زبان دو کشور مذکور بود که با این نگرش ، یادگیری فرهنگ گویشگران به این زبان ، یعنی فرهنگ غالب بر این کشورها ، بی شک امری مسلّم بوده و به ناچار باید فرا گرفته میشدند. تا به اینجای کار حقّ از آن کسانی است که دیدشان از یادگیری زبان انگلیسی به این تعریف محدود میشود.
امّا امروزه ، این نگرش دیگر تغییر کرده است. دیگر زبان انگلیسی به عنوان یک زبان بین المللی بوده و وسیلهای برای برقراری ارتباط با تمام دنیا در زمینههای مختلف علمی، تحقیقاتی، صنعتی، تجاری، اقتصادی، توریسم، رسانه و.... میباشد. دیگر زبان انگلیسی یک خصوصیّت مختصّ به این دو کشور نیست ، بلکه به آن باید به عنوان یک زبان بین المللی نگاه شود. دیگر ارزشهای فرهنگی انگلستان و آمریکا تقریباً غیر مرتبط با امر تدریس و یادگیری زبان انگلیسی است، مگر آنکه فراگیری ، با برنامه خاصّی که دارد ، نیازمند فراگرفتن این امر باشد، که در آن صورت از محل بحث خارج است.
تغییر این نگاه به زبان انگلیسی ، به ناچار پیامدهایی را هم دارد. یکی از این پیامدها این است که دبیران محترم زبان انگلیسی ، دیگر نیازی نیست که دانشی در خصوص فرهنگ و ادب این دو کشور داشته باشند و یا آن را تدریس نمایند ، چرا که زبان انگلیسی زبان واحدی است که برای برقراری ارتباط ، تمام مردم دنیا از آن بهره میبرند و دیگر مختصّ کشور و فرهنگ خاصی نیست.
با این وضع آیا باز باید گفت چرا از فرهنگ زبان مقصد صحبتی به میان نیامده؟ بومی سازی زبان به چه معنی است؟ چرا اسمهای فارسی استفاده شده ؟ با کمی دقت در مطالب ارائه شده ، تمام این سؤالات پاسخ داده میشوند.
این موضوع با عنوانی تحت EIL یعنی English as an international language مطرح است که کتب ، مقالات و پایان نامههای زیادی در خصوص آن ارائه شده است. در این وبلاگ نیز مورادی از این مطالب را قبلا قرار داده ام که میتوان به آنها مراجعه نمود.
در پایان از تمامی همکارانی که حقیر را از نظرات ،پیشنهادات و انتقادات خود بهرمند میسازند کمال تشکر را دارم.
ابوالفضل قنبری