فراگیری و چیره شدن در خصوص ساختار دوستری یک زبان ، کار زمانبری است ، لذا نباید معلّمان انتظار داشته باشند که هر اشکالی را باید سریعا رفع کنند و دانش‌آموزان نیز دیگر آن اشتباه را انجام ندهند. بعضی از خطاها تا مراحل بالاتر سطح آموزش ادامه می‌یابد. مثلا در استفاده از حرف s سوم شخص در زمان حال ساده ، تا اینگونه مسائل ملکه ذهن نشود ، در استفاده از آن باز خطاهایی رخ خواهد داد و صرف دانستن قاعده آن کافی نیست. شاید بسیاری از دانش‌آموزان بر این موضوع واقف هم باشند ، امّا در استفاده دچار خطا شوند. تاکید بیش از حد بر روی رفع خطاهای دانش‌آموزان نمی‌تواند این انتظار را به همراه داشته باشد که دانش آموزان دیگر خطایی نداشته باشند بلکه این تاکید بیش از حد باعث دلسردی و جلوگیری از تجربه آموزش زبان توسط دانش‌آموزان می‌باشد. امّا دانش‌آموزان نیاز دارند تا به نحوی خطاهای خود را بدانند. نکته مهم در این زمینه آن است که اصلاح خطاها را به تعداد محدودی کاهش داده و به شکلی اصولی صورت پذیرد.

برای رفع خطاها ابتدا ، تحوه برخورد با توجه به نوع مهارتی که خطا در آن رخ داده متفاوت است. مثلا رفع خطای speaking و writing متفاوت است.


ایده‌های عملی


1- رفع خطاهای speaking


برای رفع خطاهای speaking بهترین روش استفاده از recasting است. شاید با مفهوم recasting آشنا باشید، اگر چه احتمالاً ندانید که منظور از این انگاره چیست . به هر حال recasting در یادگیری زبان بسیار مفید و کارآمد است. Zhang و Fukuya اصطلاح Recasting را به عنوان "تصحیح تلویحی بازخورد" تعریف کرده اند. در تعریف دیگری که توسط Han Ye ارائه شده ،‌ Recasting به عنوان اصلاح و تصحیح گفته‌ی یک دانش آموز توسط گویشگر بومی به صورت شکل بندی تازه تعریف شده. 

در عمل ،‌این مفهوم چیز پیچیده و مبهمی نیست و بسیار ساده است. به این مثال توجه کنید. 

Student: I want read.

Teacher: Oh, you want to read?

در مثال بالا، معلم در حال ارتباط با دانش آموز است. او با پرسیدن یک سوال برای تایید کاری که دانش آموز قصد دارد انجام دهد ، شکل صحیح استفاده از want را که باید با to استفاده شود ،‌ بکار برده است. در اینجا ، هیچگونه اشاره مستقیمی به اشتباه بودن گفته دانش آموز و یا قطع گفته و ارتباط دیده نمی‌شود و در عین حال دانش آموز عبارت درست را شنیده است. نیازی هم به تأکید بر اصلاح گفته‌ی دانش آموز نیست.

به این مثال نیز توجه نمایید:

Student: I want read.

Teacher: What do you want to read?

در این مثال ، ‌در حالی که عبارت استفاده شده توسط دانش آموز در پرسش معلم به صورت صحیح استفاده شده است ، توجه بیشتری بر ادامه ارتباط شده و کمتر بر روی اصلاح اشتباه تمرکز و تاکید شده است. (با مثال قبلی مقایسه نمایید.) پس در اصلاح اشتباهات نیز باید روندی پیش گرفته شود که برقراری ارتباط قطع نشود. Recast فقط به حالت سوال نیست بلکه می تواند به صورت‌های مختلف باشد و می‌توان از آن در خصوص تلفظ ، نکات دستوری ، واژگان و موارد دیگر استفاده نمود امّا در هر صورت ، باید حالتی از ابهام را با خود داشته باشد ، چرا که نباید به صورت واضح و آشکار صورت پذیرد. 

کدام مور داهمّیّت بیشتری دارد : اینکه دانش آموز اشتباه خود را بفهمد و سریعا درست کند ، یا اینکه صحبت کردن و ارتباط او ادامه بیابد؟ مطمئنّاً ادامه ارتباط مهمتر است. و در جهان واقعی نیز اگر شما با یک انگلیسی زبان صحبت کنید ،‌صحبت شما را به خاطر اشتباه در گفتار قطع نمی‌کند و حتما از Recast بهره می‌گیرد. اما چرا اینگونه است؟ 

وقتی قرار شد ارتباطی معنی دار برقرار شود ، ‌بر اساس نظریات روانشناسی ،‌ در بیان جملات و استفاده از نقش های زبانی ، گوینده از دانش زبانی خود بهره برده و همیشه در راستای بهبود و افزایش کیفی و کمّی آن خواهد کوشید. لذا نیازی نیست اشتباه کسی را به او گوشزد کنید.



2- رفع خطاهای writing 


از خطاهایی که فاحش نیستند و فقط به کم نوشتن یک حرف یا اشتباه نوشتن یک حرف خلاصه می‌شوند ، عبور کرده و نادیده بگیرید.

از دانش‌آموزان بخواهید، به صورت دو نفره و یا گروهی ، نوشته خود را مرور و بررسی کنند و لیستی از اشتباهات خود را تهیه نمایند. 

اکثر دانش‌آموزان در یک کلاس ، تقریبا خطای واحدی دارند. می‌توان یک فعالیت در این خصوص با عنوان "error of the week" استفاده نمود. خطایی که اکثر دانش‌آموزان داشته اند را بر روی تخته نوشته و توضیح دهید . می‌توان آن را بر روی پوستری نوشت و به عنوان خطای آن هفته معرفی کرد. از دانش‌آموزان بخواهید در آن هفته ذهن خود را بر روی آن خطا متمرکز نموده تا رفع شود.